درس پانزدهم فارسی خوانداری ششم ابتدایی | میوه ی هنر | توضیح درس و حل فعالیت ها و دانش ادبی | کلاس اینترنتی ما (مومکا)

درس و مدرسه ( مومکا )  – بررسی کامل درس پانزدهم کتاب فارسی پایه ششم ابتدایی تحت عنوان میوه هنر که شامل پاسخ فعالیت ها، معنی واژه ها و شعر ها، توضیح قالب های شعری و همچُنین بررسی نکات مهم دستوری است تقدیم شما می‌شود. امید است که از آن بهره گرفته و استفاده لازم را ببرید.

درس پانزدهم فارسی پایه ششم ابتدایی میوه ی هنر (توضیح درس)
 

درس پانزدهم فارسی پایه ششم ابتدایی میوه ی هنر (تدریس و پاسخ فعالیت ها)

 آن قصّه شنیدید که در باغ یکی روز                               از جور تبر، زار بنالید سپیدار

کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی                              ازتیشه ی هیزم شکن و ارّه نجار

گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس                              کاین موسم حاصل بود و نیست تو را بار

تا شام، نیافتاد صدای تبر از گوش                              شده توده درباغ، سحر هیمه بسیار

دهقان چو تنورخود ازاین همیه برافروخت                              بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار

آوخ که شدم هیزم و، آتشگر گیتی                              اندام مرا سوخت چنین زآتش ادبار

خندید براو شعله ، کز دست که نالی                              ناچیزی تو، کرد بدین گونه تورا خارخوار

آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد                              فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

جز دانش و حکمت نَبُوَد میوه ی انسان                              ای میوه فروش هنر این دکّه و بازار

از گفته ی ناکرده وبیهوده چه حاصل                              کردار نکو کن که نه سودی ست زگفتار

آسان گذرد گرشب و روز و مه و سالت                              روز عمل و مزد ، بود کار تو دشوار

پروین اعتصامی


نکته:

قالب شعر میوه ی هنر قطعه می باشد.

پیام شعر میوه‌ی هنر:

سرانجامِ بی ثمری و بی حاصلی، خواری و نابودی است و تنها چیزی که انسان را پربار و ارزشمند می کند کسب علم و دانش و همچنین عمل به آن هاست.

شعر «میوه هنر» مناظره ای است بین سپیدار و تبر.

در این شعر از جان بخشی (جاندار پنداری، تشخیص) بهره گرفته شده است.


دوستان و همراهان عزیز، پاسخ فعالیت و معنی شعر در قسمت های بعدی این پست آمده است. با ما همراه باشید.


قالب شعری قطعه


قطعه شعری است که مصرع های زوج آن هم قافیه اند. موضوع آن اخلاقی، اجتماعی، تعلیمی است. ابیات قطعه از ابتدا تا پایان به یکدیگر مربوط اند و تعداد ابیات قطعه معمولا بین 3 تا 15 بیت است. اما گاهی این تعداد تا به 50 بیت و بیش از آن هم رسیده است.

از میان شعرای پارسی گو، انوری، ابن یمین و پروین اعتصامی بیش از دیگران به این قالب پرداخته اند.

شکل ساختاری قطعه

——————————                          —————————- *

——————————                          —————————- *

——————————                          —————————- *

نمونه ای از قطعه

خلید خار درشتی به پای طفلی خرد          به هم برآمد و از پویه بازماند و گریست
بگفت مادرش این رنج اوّلین قدم است        ز خار حادثه، تیه وجود خالی نیست…

درس پانزدهم فارسی پایه ششم ابتدایی میوه ی هنر (پاسخ فعالیت ها و درک مطلب و دانش زبانی)

گام به گام فارسی ششم | درس پانزدهم : میوه ی هنر


درک مطلب (صفحه‌ی 99 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


1- علت قطع کردن درخت سپیدار چه بود؟

زیرا درختِ سپیدار، میوه نمی‌داد.

2- منظور شاعر از مصراع «کردار نکو کن که نه سودی ست ز گفتار» چیست؟

یعنی رفتار و عمل انسان باید درست و از روی دلسوزی و علم و عقل باشد که سخن گفتن بدون عمل هیچ فایده‌ای ندارد.

3- به نظر شما پیام این شعر چیست؟

سرانجامِ بی ثمری و بی حاصلی، خواری و نابودی است و تنها چیزی که انسان را پربار و ارزشمند می کند کسب علم و دانش و همچنین عمل به آن هاست.

4- به نظر شما درخت سپیدار هیچ فایده ای ندارد؟ دلیل خود را بیان کنید.

درخت سپیدار بسیار مفید است زیرا چوبِ نرمِ درختِ سپیدار برای حکاکی استفاده می‌شود و همچنین در صنایع کاغذسازی و جعبه‌سازی از آن بهره می‌برند. علاوه بر این، از برگ و پوست درخت سپیدار در طب سنتی استفاده می‌شود.

همچنین بعضی دیگر از فایده های درخت سپیدار عبارت‌اند از: تولید اکسیژن، ایجاد سایه، محلی برای لانه سازی پرندگان و استفاده از چوب آن، همچنین و بعضی شاعران نیز، این گونه درختان بی میوه را آزاد و رها از تعلقات دنیا می‌دانند.


دانش زبانی (صفحه‌ی 99 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


الف) کلمه‌ی «آوخ» که در درس خواندیم یک واژه است؛ امّا معنای یک جمله‌ی کامل را بیان می‌کند.

گاهی برای حالت‌هایی مانند آرزو، اندوه و شادی از کلمه‌هایی مانند ای کاش، افسوس، آفرین، آوَخ و… استفاده می‌کنیم. این کلمات را شِبْهِ جمله می‌گویند.

این کلمات، اجزای یک جمله را ندارند ولی معنای یک جمله‌ی کامل را بیان می‌کنند.

شبه جمله یعنی شبیه یک جمله.

ب) به کلمه‌های زیر توجّه کنید:
🟦 پار …………… پارسال
🟦 دی …………… دیروز
🟦 مه …………… ماه
گاهی شاعران از کلمات کوتاه شده‌ای مانند «پار، دی، مَه، گَه و شَه» استفاده می‌کنند.


شبه جمله چیست؟


منظور از شبه جمله، کلمه یا گروهى از کلمات اند که غالباً براى بیان حالات عاطفى گوینده به کار مى روند و همچون جمله، پیامى را از گوینده به خواننده منتقل مى سازند؛ امّا چون برخلاف جمله، از دو بخش نهاد و گزاره، تشکیل نشده اند، «شبه جمله » نامیده می شوند.

مثال: دوری و دوستی، من و دروغ!

صوت: کلمه اى است که نقش فعل یا جمله را بازى مى کند، بى آن که شکل آن ها را داشته باشد و براى بیان عواطف و احساسات، به کار رود.

در برخى از کتاب هاى دستورى، شبه جمله، اصوات نامیده شده است.

برای بیان حالات روحی و درونی چون شادی، تعجب، درد، افسوس و مانند آنها از کلماتی همچون به به، وه، آه، آوخ و جز آنها استفاده می شود که به آن «شبه جمله » یا «صوت » می گویند.

اقسام شبه جمله:

شبه جملهٔ امید و آرزو و دعا: کاش، ای کاش، الهی، ان شاء اللّٰه؛
شبه جملهٔ تحسین و تشویق: خوب، آفرین، مرحبا، بَه بَه، بارک اللّٰه؛
شبه جملهٔ درد و تأسف: آه، واویلا، وای، دریغ، فریاد؛
شبه جملهٔ تعجب: به، وه، اوه، عجب، شگفتا؛
شبه جملهٔ تنبیه و تحذیر: امان، مبادا، زنهار؛
شبه جملهٔ امر: یا اللّٰه، بسم اللّٰه، خاموش، خفه؛
شبه جملهٔ احترام و قبول: چشم، قربان، ای به چشم؛
شبه جملهٔ جواب و تصدیق: بله، آری، البته، ای، ای واللّٰه (ای واللّٰه تلفظ عامیانهٔ آن است).

کاربرد شبه جمله:

جانشین جمله است و همراه حرف اضافه به کار می رود و متمم می گیرد:
مرحبا به این فکر و اندیشه!

جانشین جملهٔ پایه است و همراه حرف ربط می آید و جمله پیرو می گیرد:
افسوس که افسانه سرایان همه خفتند!
ای کاش که هر روز شما را می دیدم!

بی همراهی حرف اضافه و حرف ربط به کار می رود و حکم جمله مستقل دارد:
بارک اللّٰه! به شما تبریک می گویم.
آفرین! خوب نوشته ای.

بدون حرف اضافه و حرف ربط به کار می رود و نقش قیدی پیدا می کند:
علم و آزادگی و حُسن و جوانی و هنر عجبا هیچ نیرزد که بی سیم و زرم!

بدون همراهی حرف اضافه و حرف ربط در جایگاه مسند:
خوشا شیراز و وضع بی مثالش          خداوندا، نگه دار از زوالش


حکایت افلاطون و مرد جاهل (صفحه‌ی 100 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


گویند روزی افلاطون نشسته بود. مردی نزد او آمد و نشست و شروع کرد به حرف زدن.  در میانه‌ی سخن،گفت: «ای حکیم ! امروز فلان مرد را دیدم که سخنِ تو می‌گفت و تو را دعا می‌کرد و می‌گفت:

افلاطون، بزرگ مردی است که هرگز کس چون او نبوده است و نباشد. خواستم که شکر و سپاس او را به تو رسانم.»

افلاطون چون این سخن بشنید، سر فرو برد و بگریست و سخت دلتنگ شد.

این مرد گفت:«ای حکیم ! از من چه رنج آمد تو را که چنین تنگدل گشتی؟»

افلاطون گفت:«از تو رنجی به من نرسید ولیکن برای من از این بَدتَر چیست که جاهلی مرا بستاید.»

دوستان و همراهان عزیز، معنی حکایت افلاطون مرد جاهل در قسمت های بعدی این پست آمده است. با ما همراه باشید.


پاسخ سوال حکایت افلاطون و مرد جاهل (صفحه‌ی 100 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


چرا هنگامی که افراد نادان از ما تعریف می‌کنند، نباید خوشحال شویم؟

وقتی افراد نادان از انسان تعریف می‌کنند حتماً ما کار جاهلانه ای انجام داده ایم که مورد پسند آن ها واقع شده است بنا بر این نباد خوش حال بشویم.


نکات پیرامون حکایت افلاطون و مرد جاهل – صفحه 100 کتاب درسی


پیام حکایت افلاطون و مرد جاهل:

این حکایت دانش آموزان را با رفتار بزرگانی چون افلاطون آشنا می کند.
همچنین چاپلوسی را مورد نکوهش قرار می دهد. موجب تقویت عزّت نفس و بی توجهی به تملق های بی پایه و اساس می گردد.

درس پانزدهم فارسی پایه ششم ابتدایی میوه ی هنر (معنی شعر ها و کلمات)

معنی شعرها (ابیات) و آرایه های ادبی درس پانزدهم فارسی ششم ابتدایی

معنی شعر میوه ی هنر (صفحه‌ی 98 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


قالب شعر راز زندگی : قطعه

نکته: شعر میوه‌ی هنر مناظره‌ای است بین درخت سپیدار و تبر، یعنی در این شعر از آرایه‌ی تشخیص (جان بخشی به اشیا) استفاده شده است.

 آن قصّه شنیدید که در باغ یکی روز                               از جور تبر، زار بنالید سپیدار

معنی: آن داستان را شنیده اید که یک روز سپیدار در باغ از ستم تبر بسیار  ناله می کرد.

نکته: ( یکی روز ): به معنی یک روز، روزی( قید زمان )

آرایه ها:

  • تشخیص یا جان بخشی : صفت ناله کردن به سپیدار و صفت ظلم به تبر نسبت داده شده است که این صفات انسانی هستند.

کز من نه دگر بیخ و بنی ماند و نه شاخی                              ازتیشه ی هیزم شکن وارّه نجار

معنی: که از دست ارّه نجار و تیشه ی هیزم شکن،  برای من نه ریشه ای مانده و نه شاخی.

آرایه ها:

  • علاوه بر آرایه‌ی تشخیص (سخن گفتن سپیدار)، بین واژه‌های «بیخ، بن، شاخ » و «تیشه، هیزم شکن، ارّه، نجار» آرایه‌ی تناسب وجود دارد.

گفتش تبر آهسته که جرم تو همین بس                              کاین موسم حاصل بودو نیست تو را بار

معنی: تبر آهسته به اوگفت : گناه تو این است که الان فصل میوه دادن است ولی تو میوه و ثمری نداده ای.

آرایه ها:

  • آرایه‌ی تشخیص (سخن گفتن تبر با سپیدار)

تا شام ، نیافتاد صدای تبر از گوش                              شده توده درباغ ، سحر هیمه بسیار

معنی: تا شب صدای تبر هم چنان ادامه داشت و قطع نشد و صبح در آن باغ توده ای از هیزم جمع شده بود.

آرایه ها:

  • آرایه‌ی کنایه: صدای چیزی از گوش نیفتادن کنایه از قطع نشدن صدای آن (ادامه داشتن حرکت و فعالیت آن چیز) می باشد.
  • آرایه‌ی تضاد: شام و سحر
  • آرایه‌ی تناسب: هیمه، باغ، تبر

دهقان چو تنور خود از این همیه برافروخت                              بگریست سپیدار و چنین گفت دگر بار

معنی: وقتی کشاورز ( باغبان ) تنور خودش را با آن هیزم روشن کرد، سپیدار گریه کرد و دوباره گفت:

آرایه ها:

  • آرایه‌ی تشخیص (گریستن و سخن گفتنِ سپیدار)

آوخ که شدم هیزم و، آتشگر گیتی                              اندام مرا سوخت چنین زآتش ادبار

معنی: افسوس که به هیزم تبدیل شدم و دنیای سوزان ( ستمگر ) بدن مرا این چنین در آتش بدبختی سوزاند.

نکته: آتش گر ( آتش + گر ) کلمهٔ غیر ساده است.

«آوخ » شبه جمله است.

آرایه ها:

  • آرایه‌ی تشخیص (سخن گفتن سپیدار)
  • آرایه‌ی تناسب: آتشگر، سوخت، آتش
  • آرایه‌ی تشبیه: آتشگر گیتی (گیتی: مشبه، آتشگر:مشبه به)
  • آرایه‌ی تشبیه: آتش ِ ادبار (ادبار: مشبه، آتش: مشبه به)

خندید براو شعله ، کز دست که نالی                              ناچیزی تو، کرد بدین گونه تورا خارخوار

معنی: شعله به او خندید و گفت: از چه کسی شکایت می کنی ؟ بی ارزشی تو , تو را این گونه پست وحقیر کرده است.

آرایه ها:

  • آرایه‌ی تضاد: خندیدن و نالیدن
  • آرایه‌ی تشخیص (خندیدن شعله)

آن شاخ که سر بر کشد و میوه نیارد                              فرجام به جز سوختنش نیست سزاوار

معنی: آن درختی که رشد می کند ولی میوه نمی دهد ، سرانجامش شایسته تر از این نیست که سوزانده می شود.

آرایه ها:

  • آرایه‌ی کنایهسر بر کشیدن کنایه از رشد کردن است.
  • آرایه‌ی تناسب: شاخ، میوه

جز دانش و حکمت نَبُوَد میوه ی انسان                              ای میوه فروش هنر این دکّه و بازار

معنی: حاصل عمر انسان چیزی جز دانش و حکمت نیست. ای انسان، اگر دانش و هنری اندوخته ای حالا وقت ارائه ی  آن است.

مصراع دوم باضرب المثلِ این گوی و این میدان ارتباط معنایی دارد.

آرایه ها:

  • آرایه‌ی تناسب: میوه، میوه فروش، دکه، بازار
  • آرایه‌ی تناسب: دانش، حکمت، هنر
  • آرایه‌ی تشبیه:هنر: مشبه، میوه: مشبه به
  • آرایه‌ی تشبیه: آتشگر گیتی (حکمت: مشبه، میوه‎ی انسان: مشبه به)

از گفته ی ناکرده وبیهوده چه حاصل                              کردار نکو کن که نه سودی ست زگفتار

معنی: سخن بیهوده ای که به آن عمل نمی شود، چه فایده ای دارد؟ عمل و کار خود را درست کن و درست انجام بده که در گفتارِ بی عمل سودی نیست.

بیت دهم با ضرب المثلِ دو صد گفته چو نیم کردار نیست ارتباط معنایی دارد.

آرایه ها:

  • آرایه‌ی تضاد: کردار و گفتار
  • آرایه‌ی تناسب: کردار، گفتار، گفته
  • آرایه‌ی تناسب: سود، حاصل

آسان گذرد گرشب و روز و مه و سالت                              روز عمل و مزد ، بود کار تو دشوار

معنی: اگر شب و روز و ماه و سال  تو به تنبلی و تن پروری بگذرد و کار مفیدی برای آخرت انجام ندهی ، روز قیامت که روز حساب اعمال و پاداش دادن است ، کار تو دشوار می شود.

آرایه ها:

  • آرایه‌ی تضاد: شب و روز
  • آرایه‌ی تضاد: آسان و دشوار
  • آرایه‌ی کنایه: شب و روز و مه و سال، کنایه از عمر است.
  • آرایه‌ی تناسب: شب، روز، مه، سال
  • آرایه‌ی تلمیح: روز عمل و مزد، اشاره به روز قیامت دارد.

معنی حکایت افلاطون و مرد جاهل (صفحه‌ی 100 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


گویند روزی افلاطون نشسته بود. مردی نزد او آمد و نشست و شروع کرد به حرف زدن. در میانه‌ی سخن،گفت:«ای حکیم ! امروز فلان مرد را دیدم که سخنِ تو می‌گفت و تو را دعا می‌کرد و می‌گفت:

افلاطون، بزرگ مردی است که هرگز کس چون او نبوده است و نباشد. خواستم که شکر و سپاس او را به تو رسانم»

معنی: می گویند یک روز افلاطون در جایی نشسته بود. مرد نادانی به پیش او آمد و شروع به صحبت کرد. در بین حرف های خود گفت:«ای خردمند ! امروز فلانی را دیدم که درباره تو صحبت می کرد ودرحق تو دعا می‌کرد و می‌گفت: افلاطون مرد بزرگی است که هرگز کسی مانند او نبوده و نخواهد بود، خواستم تعریفی که از تو می کرد را به تو بگویم»

افلاطون چون این سخن بشنید، سر فرو برد و بگریست و سخت دلتنگ شد.

معنی: افلاطون وقتی این صحبت هارا شنید سر خودرا پایین انداخت و شروع به گریه کرد و بسیار ناراحت شد.

این مرد گفت:«ای حکیم ! از من چه رنج آمد تو را که چنین تنگدل گشتی؟»

معنی: آن مرد گفت:«ای مرد خردمند ! چرا از من رنجیدی و این گونه ناراحت شدی»

افلاطون گفت:«از تو رنجی به من نرسید ولیکن برای من از این بَدتَر چیست که جاهلی مرا بستاید»

معنی: افلاطون گفت:« تو باعث رنجیدن من نشدی ولی برای من چه چیزی می‌تواند از این بد تر باشد که شخص نادانی از من تعریف کند»


معنی کلمات ( واژه های ) درس پانزدهم فارسی ششم ابتدایی : میوه ی هنر


معنی لغات درس میوه ی هنر فارسی ششم

  • قصه : افسانه، داستان، سرگذشت
  • جور : ستم، ظلم
  • زار : ناتوان، ضعیف، نحیف
  • بیخ : بُن، ته، ریشه، بنیاد
  • موسم : فصل، وقت، هنگام
  • حاصل : میوه، ثمر
  • توده : تپه و پشته، جمع کردن
  • دهقان : کشاورز
  • هیمه : هیزم، سرشاخه‌ی خشک درخت
  • آوخ : دریغ، افسوس، آخ
  • آتشگر : روشن کننده‌ی آتش، کسی که آتش را فروزان می‌کند.
  • ادبار : بدبختی، نگون بخت
  • خوار : پست و حقیر
  • فرجام : پایان، آخر، عاقبت کار
  • سزاوار : شایسته
  • دکه : مغازه، دکان، حجره
  • جاهل : نادان
  • فلان : اشاره به شخصی ناشناس یا چیزی نامعلوم
  • بگریست :  گریه کرد

هم خانواده درس پانزدهم فارسی ششم

  • قصه: قصص، قَصاص (قصه‌گو)
  • جُرم: مُجرِم، جرائم، مُجرمین
  • شعله: مَشعَل
  • حاصل: محصول، حاصله، محصولات
  • حکمت: حکیم، حاکم، محکوم
  • جاهل: مجهول، جهالت، جاهلان
  • عمل: عامل، معمول، عوامل
  • شکر: شاکر، تشکّر، متشکّر

کلمات متضاد درس 15 فارسی ششم

  • شام ≠ صحر
  • خندیدن ≠ نالیدن
  • کردار ≠ گفتار
  • شب ≠ روز
  • آسان ≠ دشوار
  • جور ≠ داد، عدل
  • زار ≠ قوی
  • بیخ ≠ سر
  • ادبار ≠ خوشبختی
  • خوار ≠ عزیز
  • فرجام ≠ آغاز، ابتدا

منبع: ساینس هاب

آدرس اینستاگرام کلاس اینترنتی ما - مومکا - MOMEKA.IR

لینک صفحه های مهم و مرتبط و پیشنهادی سایت 

صفحه کلاس اینترنتی ما ( مومکا ) در آپارات – ورود به صفحه

کتاب فارسی نگارش ششم ابتدایی ( سال تحصیلی 1400-1399 ) – دانلود

کتاب فارسی خوانداری ششم ابتدایی ( سال تحصیلی 1400-1399 ) – دانلود

صفحه مربوط به مطالب فارسی خوانداری ششم ابتدایی – ورود به صفحه

صفحه مربوط به مطالب فارسی نگارش ششم ابتدایی – ورود به صفحه

ورود به کلاس اینترنتی ما (مومکا) – ورود به صفحه

ثبت نام در کلاس اینترنتی ما (مومکا) – ورود به صفحه

مقالات مرتبط

نمونه گزارش پیشرفت تحصیلی توصیف عملکرد سامانه های سناد و سیدا دانش آموزان پایه ششم | متن تمامی درس ها | کلاس اینترنتی ما ( مومکا )

کلاس اینترنتی ما ( مومکا ) – متن نمونه گزارش پیشرفت تحصیلی توصیف عملکرد دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در تمامی درس های این پایه…

4 8 votes
ارزش و کیفیت مطلب
guest
16 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده تمام نظرات
یکی

خوبه ولی چرا سرچ میکنی چیزی بالا نمیاره

مرضیه

برای کار من خوب بود

ذ را

با در یا تا یبل

ملودی

بد نبود فقط چرا شبه جمله اونجوری ع ؟ 😐👌

امیرعلی

من خیلی شما رو دوست دارم و همیشه براتون دعا میکنم که اینقدر مهربونید و درس ها رو در اینترنت آموزش میدید خدا قوت

۲۴۴۵

عالی ممنون

سحر

اصلا خوب توی اینترنت نمیزارید اول یاد بگیرید بعدن بزارید وای وای وای😿😿😿😿😡😡😡😡😭😭😭😭🤑🤑🤑🤑🤑🤑😪😪😪😪😪😪😪😓😓😓😓😓😴😴😴😴🤤🤤🤤🤤🤤

رام

خیلی خراپه

ستیا

خوبه بد نبود

مهی

عالی

همتا تیموری

چرا شبه جمله رو از روی درس ننوشتح

ستایش

اهوم

بتوجع

خیلی بده شبه جمله رو از درس ننوشته

مریم

خیلی بده اولش نگفته اونا قطعه هست یا نه یا قالب

محدثه

چرا ناقص هست؟

امیرحسین

عالی بود
دستتون درد نکنه
عالی…….