درس پنجم فارسی ششم | هفت خان رستم | توضیح درس و حل فعالیت ها و دانش زبانی | درس و مدرسه (مومکا)

درس و مدرسه ( مومکا )  – متن کتاب درسی و سوالات و درک مطلب و دانش زبانی و بخوان و بیندیش درس پنجم کتاب فارسی پایه ششم ابتدایی تحت عنوان هفت خان رستم در زیر آورده شده است. امید است که از آن بهره گرفته و استفاده لازم را ببرید.

درس پنجم فارسی پایه ششم ابتدایی هفت خان رستم (متن درس)

درس پنجم فارسی پایه ششم ابتدایی هفت خان رستم (درک مطلب و دانش زبانی)

گام به گام فارسی ششم | درس پنجم : هفت خان رستم


درک مطلب (صفحه‌ی ۴۱ کتاب درسی)


۱- منظور از عبارت زیر، چیست؟ « از هفت خان گذشتن »
به معنی از پسِ یک کارِ سخت و دشوار بر آمدن. کسی که به سلامت از سختی های مختلف عبور کند و به موفقیت برسد به او می‌گویند: از هفت خان گذشتی.
۲- رستم در هفت خان چه مراحلی را پشت سر می‌گذارد؟
  1. خان اول: نبرد رخش با شیر
  2. خان دوم: گذر از بیابان و گرفتار شدن در آن
  3. خان سوم: پیکار با اژدها
  4. خان چهارم: جنگ با جادوگران
  5. خان پنجم: نبرد با اولاد دیو
  6. خان ششم: پیکار با ارژنگ دیو (به کمک اولاد دیو)
  7. خان هفتم: مبارزه و جنگ با دیوِ سپید

۳- به نظر شما چه نیرویی باعث شد رستم بتواند هفت خان را با موفّقیت پشت سر بگذارد؟
قدرت و اعتقاد به خداوند و توکل به او و نترسیدن از مشکلات پیشِ رو.


دانش زبانی (صفحه‌ی ۴۱ کتاب درسی)


مبالغه
گاه، شاعران و نویسندگان برای افزودن بر تأثیر و قدرت سخن خود، رویدادها را بسیار بیشتر و بزرگ‌تر از آنچه هست، توصیف می‌کنند. به این گونه بزرگ‌نمایی در بیان حوادث «مبالغه» می‌گویند.
 
در درسی که خواندید، نمونه هایی از این بزرگ‌نمایی را می توان یافت:
– خروشید و جوشید و برکند خاک            ز سُمّش زمین شد همه چاک چاک
در این بیت، شاعر در جوش و خروش اسب مبالغه کرده است.
– بزد تیغ و بنداخت از بر، سرش                  فرو ریخت چون رود خون از برش
در این بیت، شاعر در چگونگی جاری شدن خون اژدها مبالغه کرده است.
کنایه
به این عبارت که در درس آمده است، توجّه کنید:
– «از هفت خان رستم گذشته است». منظور این است که توانسته مراحل دشواری را پشت سر بگذارد و به موفّقیت برسد.
– وقتی درباره‌ی مطلبی به طور غیرمستقیم صحبت می‌کنیم به آن «کنایه» می‌گوییم.

کنایه سخنی است که دو مفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده، معنای دور آن است. زمانی که درباره ی شخصی می‌گوییم «درِ خانه‌ی او همیشه باز است» معنای نزدیک و آشکارِ جمله این است که «درِ خانه‌ی او همواره گشوده است و قفل و بندی ندارد»؛ امّا مقصود گوینده، بیان صفت بخشش و مهمان نوازی آن شخص است؛ بنابراین، معنای دوم یا دور جمله این است که او شخص مهمان نوازی است؛ به همین سبب، می‌گوییم باز بودنِ درِخانه‌ی فلانی، کنایه از بخشندگی و مهمان نوازی اوست.
– به عنوان نمونه در عبارت «…..بار سوم، رخش به تنگ می‌آید….» به تنگ آمدن، کنایه از خسته شدن و به سُتوه آمدن است.

شما میتوانید با مراجعه به بخش آموزش کنایه ها در سایت، آموزش ها و عبارت های کنایی کامل تر و بیشتری را مشاهده کنید.

ورود به صفحه کنایه ها


درک و دریافت (صفحه‌ی ۴۸ کتاب درسی)


۱- یونس و مهدی چه تفاوت‌ها و چه شباهت‌هایی با هم داشتند؟

شباهت ها: هر دو پسر بودند و اصالتاً شیرازی بودند و به تبریز آمده بودند و دانش آموز یک کلاس شده بودند.

تفاوت‌ها: یونس تازه به تبریز آمده بود اما مهدی از چند سال پیش به تبریز آمده بود. مهدی ترکی بلد بود اما یونس بلد نبود. تفاوت دیگر اینکه یونس درسش خوب بود اما مهدی درسش ضعیف بود.

۲- اگر شما به جای یونس بودید در برابر پیشنهاد مهدی چه می‌کردید؟

من پیشنهاد مهدی را قبول نمی‌کردم و از مدرسه فرار نمی‌کردم بلکه سعی می‌کردم او را نیز از این کار منصرف کنم.

۳- به نظر شما چه عاملی باعث برگشت یونس به مدرسه شد؟

دوستانش او را به مدرسه بردند و با رفتار خوب و مهربانی معلم از فرار خود پشیمان شد و با علاقه در مدرسه ماندگار شد.

۴- با توجه به متن، جمله‌ها را به ترتیب رویدادها شماره گذاری کنید:

جمله ها به صورت مرتب شده:

  1. یونس تازه از شیراز به تبریز آمده بود.
  2. زبان آنها را نمی‌دانست.
  3. مهدی به درس خواندن علاقه ی زیادی نداشت.
  4. معلم از او خواست به مهدی کمک کند تا درس‌هایش را بهتر یاد بگیرد.
  5. آنها چند روزی به مدرسه نرفتند.
  6. تا اینکه یک روز هم کلاس یها یونس را به مدرسه برگرداندند.
  7. معلّم گفت: نتیجه‌ی به مدرسه نیامدن، عقب ماندن از هم کلاسی هاست.
  8. یونس تصمیم گرفت مهدی را نیز به مدرسه بازگرداند.

کارگاه درس پژوهی (صفحه‌ی ۴۸ کتاب درسی)


۱- با مراجعه به کتابخانه داستان دیگری از شاهنامه‌ی فردوسی انتخاب و شخصیت های آن را مشخص کنید.

نام داستان : رستم و سهراب

داستان رستم و سهراب، مرگ سهراب جوان را به تصویر می‌کشد که بر اثر جنگ با رستم (پدرش) کشته می‌شود.

برخی شخصیت‌های داستان رستم و سهراب :

  1. رستم
  2. سهراب
  3. تهمینه: همسر رستم و مادر سهراب
  4. کیکاووس: پادشاه ایران
  5. افراسیاب: پادشاه توران
  6. رخش: اسب رستم

۲- به نظر شما انسان دانا چه ویژگی‌هایی دارد؟ درگروه درباره‌ی آن گفت وگو، و فهرستی از این ویژگی‌ها تهیه کنید.
الف) قبل از انجام کاری به عاقبت آن فکر می‌کند.
ب)  انسان دانا و راستگو است.
پ) انسان دانا خوش اخلاق است و با مردم رابطه‌ی خوبی دارد.
۳- از متن‌های این فصل چند جمله را انتخاب، و سپس نهاد و فعل آنها را مشخّص کنید.
– من هم مانند شما موجودی زنده هستم
نهاد: من                      فعل: هستم
– دو کس رنج بیهوده بردند.    نهاد: دو کس            فعل: بردند

درس پنجم فارسی پایه ششم ابتدایی هفت خانِ رستم (معنی واژه ها و شعر ها)

یکی از درس های مهم فارسی ششم مربوط به درس پنجم می باشد . درس پنج فارسی ششم با موضوع هفت خان رستم دارای شعر ها و لغات دشوار و همچنین فعالیت می باشد که در این قسمت برای شما جواب آنها را آماده کرده ایم.


معنی کلمات (واژه های) درس پنجم فارسی ششم ابتدایی (هفت خان رستم)


خان : مرحله – منزل
اهریمن : شیطان
شمار : تعداد
از بند رهایی دهد : از زندان و اسارت آزاد کند
دیوان : در اینجا جمع دیو ها – دیوان به معنی کتاب اشعار نیز می باشد.
راهی می شود : به سوی جایی می رود
قوی پنجه : توانا – پر زور
از هم می دَرد : از بین می برد و پاره پاره می کند
تیمار : مراقبت – مواظبت
نخجیر : شکار
فرجام : پایان – سر انجام – عاقبت کار
دادگر : عادل
کوفتن : کوبیدن
سُم : قسمت پایانی پای چارپایان که مانند کفش آن هاست!
دیده : چشم
رستم در خشم می شود : رستم عصبانی و خشمگین می شود – در خشم شدن کنایه از عصبانی شدن است.
پرخاش : سخنی که از روی خشم گفته می شود – درشتی
می نمایاند : نشان می دهد
به تنگ می آید : صبرش تمام می شود – خسته می شود
از پای درآوردن : کنایه از کشتن
خروشید : در اینجا شیهه کشید – فریاد زد
جوشید : عصبانی شد
برکند : جدا کرد
سهمگین : ترسناک
تیغ : شمشیر
بَر : تَن – بدن
نیرنگ : فریب – حیله
چیرگی : پیروز شدن
کمند : ریسمان محکمی که هنگام جنگ آن را بر گردن و کمر دشمن اندازند و آن ها را اسیر کنند
خمّ کمند : چین و شکن و دایره ای که در اثر پرتاب کمند ایجاد می شود
به بند آوردن : کنایه از اسیر کردن
میان : در اینجا کمر
خنجر : شمشیر کوچک
زو : مخفف از او
بیم : ترس
یال : موهای بلند پشت گردن اسب
به کردار : مانند
ستایش : شکر و سپاس
یزدان : آفریدگار – خداوند
دلیر : شجاع – در اینجا منظور رستم است
ز بهر : برای
نیایش : دعا – عبادت
بجست : جست و جو کرد
پرستش : عبادت
کای : مخفف که ای
داور : قاضی – آن که حکم می کند – در اینجا منظور خداوند است
دادگر : برقرار کننده عدالت – عادل
آذرگشسب : آتش سریع و سوزان
گُرد : پهلوان
دستگاه : در اینجا عظمت و قدرت و توانایی
زابلستان : نام شهری در سیستان و بلوچستان


معنی شعرها (ابیات) درس پنجم فارسی ششم ابتدایی (هفت خان رستم)


بیت اول » خروشید و جوشید و بر کند خاک ز سُمّش زمین شد همه، چاک چاک

رخش شیهه کشید و خشمگین شد و برای آمادگی حمله، سُمِّ خود را بر زمین کوبید به گونه ای که زمین زیر پایش کنده شد.

بیت دوم » بزد تیغ و بینداخت از بر، سرش فرو ریخت چون رود، خون از برش

رستم با ضربه شمشیر سر اژدها را از تنش جدا کرد و خون مانند رود از تن او جاری شد.

بیت سوم » بینداخت چون باد، خَمِّ کمند سر جادو آورد ناگه به بند

رستم طنابش را که به صورت حلقه آماده کرده بود به سرعت به سمت جادوگر انداخت و او را اسیر کرد.

بیت چهارم » میانش به خنجر به دو نیم کرد دل جادوان زو پر از بیم کرد

رستم با خنجر جادوگر را نصف کرد و با این کار خود دل جادوگران دیگر را پر از وحشت و ترس کرد

بیت پنجم » چو رستم بدیدش بر انگیخت اسب بدو تاخت مانند آذر گُشسب

هنگامی که رستم او (ارژنگ دیو) را دید با اسبش مانند آتش تیز و سوزان، تند و سریع به سوی او حمله کرد.

بیت ششم » سر و گوش بگرفت و یالش دلیر سر از تن بکندش به کردار شیر

رستم شجاعانه سر و گوش و موهای ارژنگ دیو را گرفت و مانند شیر با شجاعت سرش را از تنش جدا کرد.

بیت هفتم » ز بهر نیایش، سر و تن بشست یکی پاک جای پرستش بجست

برای انجام عبادت سر و تن خود را شست و به دنبال جایی پاک و تمیز برای راز و نیاز گشت.

بیت هشتم » از آن پس نهاد از بر خاک، سر چنین گفت : کای داورِ دادگر !

سپس سر بر خاک سجده گذاشت و گفت ای پروردگار عادل!

بیت نهم » ز هر بد، تویی بندگان را پناه تو دادی مرا، گُردی و دستگاه

در برابر هر بدی و آسیبی تو برای بندگان پناه هستی و تو هستی که به من پهلوانی و شکوه و عظمت دادی.

درس پنجم فارسی پایه ششم ابتدایی هفت خانِ رستم (توضیحات تکمیلی)

هفت خانِ رستم

هفت‌خان یا هفت‌خوان نام نبردهایی هفت‌گانه در شاهنامهٔ فردوسی هستند که رستم پسر زال و اسفندیار پسر گشتاسب آن‌ها را به انجام رسانده‌اند.

هفت خانِ رستم شامل نبردهایی می‌شود که رستم برای نجات کیکاووس، شاه ایران، که اسیر دیو سپید بود، انجام داد. درآغاز حکومت کیکاووس، دیوها به فرماندهی دیو سپید در سرزمین مازندران مقیم بودند. کیکاووس با سپاهی به آنجا حمله‌ور شده امّا شکست می‌خورد.

هفت خانِ رستم ، زمانی شکل می‌گیرد که کاووس با وجود پند‌های حکیمانه و بازدارنده‌ی زال و دیگر بزرگان، خودکامگی می‌کند، راه مازندران پیش می‌گیرد و به آن سرزمین دست‌ درازی می‌کند. شاه مازندران دست به دامان دیو سفید می‌شود، او به جادو، چشم کاووس و سپاهیانش را تیره و تار می‌کند و به همه‌ی گنج‌ها و منایع آن ها دست می‌یابد و سپاهیانش به اسارت گرفته می‌شوند.

خبر به زال می‌رسد و او برای پرهیز از بدنامی راز را نهان می‌دارد و برای رهایی آنها رستم را گسیل می‌کند (می فرستد). رستم برای رسیدن به مقصد دو راه در پیش دارد، راهی طولانی و کم‌خطر که کیکاووس پیموده است و راهی کوتاه، اما بسیار دشوار که در مسیر آن شیر و اژدها و دیو و جادو در کمین هستند. رستم راه کوتاه ولی پر خطر را بر می‌گزیند که چهارده منزل دارد و این چهارده منزل را در هفت مرحله طی می‌کند. یار شفیق او در این مراحل رخش است. باره‌ای که همچون دیگر بارگان نیست، از میان همه‌ی اسب‌های ایران‌زمین تنها او توانسته به رستم سواری دهد.

رستم و رخش با هم هفت خان را آغاز می‌کنند.

در خان نخست رستم در نیستان (نی زار) از خستگی راه می‌آساید (استراحت می کند) بی‌خبر از اینکه آن نیستان بیشه‌ی (جنگل) شیر است درنده. شیر سر می‌رسد، قصد رستم می‌کند و رخش با دلاوری او را از پای در می‌آورد.

در خان دوم رستم به بیابان گرم و سوزان می‌رسد، تشنگی بر او و باره‌اش (اسبش : رخش) غالب می‌شود (غلبه می کند، چیره می شود)، ولی به هدایت میشی که آیتی از ایزدان (خدایگان) است به چشمه‌ای گوارا دست پیدا می‌کند.

در خان سوم اژدهایی در سر راه او قرار می‌گیرد که از کامش (دهانش) آتش می‌جهد، آشکار و پنهان می‌شود و دسترسی به او سخت دشوار است، ولی رستم با یاری رخش او را از پای در‌می‌آورد.

در خان چهارم جادو‌‌ زنی در هیئت (ظاهر) دوشیزه‌ای زیبا بر او نمایان می‌شود و قصد فریب او را دارد، چون نام یزدان بر زبان رستم جاری می‌شود چهره‌ی واقعی و جادویی او نمودار می‌گردد این جادو زن با شمشیر رستم به دو نیم می‌شود.

در خان پنجم در دشتی سبز و خرم، رستم در حال آسودن و رخش به چَرا مشغول است، دشتبان سر می‌رسد و به رستم عتاب می‌کند (سرزنش می کند)، رستم تعرض او را بر نمی‌تابد و با کندن دو گوش او جسارتش را کیفر می‌دهد. دشتبان شکایت به اولاد سالار آن سامان می‌برد و او با سپاهیانش به مقابله‌ی رستم می‌آیند و در برابر زور بازوی او دوام نمی‌آورند و تار و مار می‌شوند. رستم اولاد را به بند می‌کشد، ولی به او پیشنهاد می‌کند اگر در این سفر پر نشیب و فراز رهنمونش باشد و محل دیو سفید و جایگاه کیکاووس و سپاهیانش را به او نشان دهد، فرمانروایی مازندران را خواهد داشت. اولاد این شرط را می‌پذیرد و از آن پس همراه و راهنمای رستم است.

در خان ششم با ارژنگ دیو که کیکاووس و همراهانش به حیله‌ی او به بند کشیده شده‌اند، نبرد می کند تا سرانجام به جایگاه کیکاووس و همراهانش می‌رسد وآنان را از بند آزاد می‌کند، اما چشمان آنها همچنان تیره و تار است و درمان آن جگر دیو سفید است.

در خان هفتم رستم با راهنمایی اولاد به رویارویی دیو سفید می‌رسد. در مبارزه‌ای سخت او را بر زمین می‌کوبد، جگرش را بیرون می‌کشد که توتیای (سُرمه) چشمان کیکاووس و همراهانش است. بینایی به آنان باز می‌گردد، اولاد به شاهی مازندران می‌رسد و رستم کیکاووس را با عتابی جانانه سرزنش می‌کند و در انتها، سپاهیان با پیروزی به ایران‌زمین باز می‌گردند.

ماُخذ، مجله‌ی بخارا جلد ۱۲۵


شاهنامه فردوسی


اثر حکیم ابوالقاسم فردوسی، یکی از بزرگ‌ترین حماسه‌های جهان، شاهکار حماسی زبان فارسی و حماسه ی ملی ایرانیان و نیز بزرگ‌ترین سند هویت ایشان است و آن را قرآن عجم نیز نام نهاده‌اند.

شاهنامه اثری است منظوم (نوشته شده به شعر) در حدود پنجاه‌هزار بیت است که سرایش آن حدود سی‌سال به طول انجامید.

فردوسی خود در این باره می‌گوید:

بسی رنج بردم درین سال سی            عجم زنده کردم بدین پارسی

موضوع داستان‌های شاهنامه

شاهنامه شرح احوال، پیروزیها، شکستها، ناکامیها و دلاوریهای ایرانیان از کهن ترین دوران (نخستین پادشاه جهان کیومرث) تا سرنگونی دولت ساسانی به دست تازیان است (در سده هفتم میلادی).

کشمکش های خارجی ایرانیان با هندیان در شرق، تورانیان در شرق و شمال شرقی، رومیان در غرب و شمال غربی و تازیان در جنوب غربی است.

علاوه بر سیر خطی تاریخی ماجرا، در شاهنامه داستان‌های مستقل پراکنده‌ای نیز وجود دارند که مستقیماً به سیر تاریخی مربوط نمی‌شوند. از آن جمله: داستان زال و رودابه، رستم و سهراب، بیژن و منیژه، بیژن و گرازان، کرم هفتواد و جز اینها بعضی از این داستان‌ها به طور خاص چون رستم و اسفندیار و یا رستم و سهراب از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان به شمار می‌آیند.


👈 دانش آموزان و همراهان گرامی جواب سایر درس های کلاس ششم و تمامی مباحث هر درس، به صورت کامل در سایت موجود می باشد، برای دسترسی کافیست درس موردنظر را در گوگل سرچ کرده و در انتهای آن عبارت «مومکا» یا «درس و مدرسه» را نیز اضافه کنید.

🙆 اگر سوال یا پیشنهادی در رابطه با این درس داری، کافیه به انتهای این مطلب مراجعه کرده و هر چه دوست داری بنویسی.

اینستاگرام سایت درس و مدرسه - darsomadrese.com - مومکا

 
 
 

لینک صفحه های مهم و مرتبط و پیشنهادی سایت 

صفحه وب سایت درس و مدرسه ( مومکا ) در آپارات – ورود به صفحه

صفحه وب سایت درس و مدرسه ( مومکا ) در اینستاگرام – ورود به صفحه

صفحه وب سایت درس و مدرسه ( مومکا ) در تلگرام – ورود به صفحه

کتاب فارسی نگارش ششم ابتدایی ( سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ ) – دانلود

کتاب فارسی خوانداری ششم ابتدایی ( سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۳۹۹ ) – دانلود

صفحه مربوط به مطالب فارسی خوانداری ششم ابتدایی – ورود به صفحه

صفحه مربوط به مطالب فارسی نگارش ششم ابتدایی – ورود به صفحه

ورود به کلاس اینترنتی ما (مومکا) – ورود به صفحه

ثبت نام در کلاس اینترنتی ما (مومکا) – ورود به صفحه

 
 
 
 
 
 

مقالات مرتبط

3.8 14 votes
ارزش و کیفیت مطلب
guest
51 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده تمام نظرات
گل شیفته

بچه میتونید به من بگید که اینو چه جوری مثل داستان بنویسم شعر خروشید جوشید و…… اگه اینو میدونید به این شماره زنگ بزنید ۰۱۴۶۴۹۲۸۵۹

النا

عالی بود 💋🌹🌹❤

👑Mahsa👑

😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙😙به نظر من خیییییییییییلی خییییییییلی عالی بود

کوثر

خوبه

....ع...

واقعا خوبه خیلی زیبا سوالات رو پاسخ داده
من خالم معلمه و از این سایت نکات رو به دانش آموزاش میگه

فاطمه

خوب بود راضی بودم

یاسی کردی

واقعا عالی من که راضیم👌👌👌👌👌👌👌

به تو چه

کلم پوکا

به تو چه

کله پوکا

دنی

به تو مربوطه

نرگس صمدیان

من معنی دور و نزدیک میخواااااااام 😭😞😢

Army girl

ببین میدونی بری سرچ کنی از گوگل در بیاری

گاو ب معنای واقعی

وادهل هل خوبه شیشمی نمیدونی

erfan

اصلا همه کلمه ها نبود

آسیه

😍💗💗😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻😻🎁😻😻😻😻😻😻😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘🌃😘😘🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃🌃😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘😘🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️♦️❤️❤️❤️❤️❤️💛❤️💛💚💚💚💛💛♦️💙💙💙💚💛💚💙💚💛💚💚❤️❤️❤️💛❤️🎉❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

نرگس صمدیان

چه خبرته بابا ……..

گاو ب معنای واقعی

عنتر برقی:/

Asenat

چونکه هرچی میگردم تو هیچ جا نیست

اسنات خرو ب تو میگن

باهوش خب برو بشمر عقل کلللل

Asenat

بد نبود ولی کاش میگفت درس چند بند داره
بچه کسی میدونی

نرگس صمدیان

من میدونم چند تا داره ولی حوصله ندارم برم بشمرم

مریم

اره

یاسمن

هشتاد فکر کنم

یاسمن

منظورم هشت تا بود

یاسی

ن خوب ن بد متوسط

نیهاد

خوب نبود زیاد
یعنی اسان خوب نبود

غزل

واقعنا عالیییییییییییییییییییییییییییییییییی

نیهاد

بروبابا
همچنین هم میگه عالی
انگار مثلاً جواب امتحانات رو داده

Asenat

دقیقا

نرگس صمدیان

آفرین خیلی خوب جواب دادی

ناشناس

همین که درسا رو میگه برو خدا رو شکر کن
دیگه اینقدر خنگ نباید باشیم دیگه که جواب امتحانات رو هم بگه😒

غزل

بی نزیر

نرگس صمدیان

سلام غزل جان ببخشید کلمه نزیر نیست ، نذیر هست😁

غزل

خیلی عالی ممنون

AIDA

من کنایه میخوام😢😢

نشانشی

تو خودت کنایه ای

Asenat

کنایه رو وقتی میخوایم یه جمله رو بزرگ نشون بدیم استفاده میکنیم دو مفهوم داره مثل:
اب در هاون کوبیدن

همتا

درس چندم؟؟

به تو چه

کنایه می خوای اسمت رو خون خودش کنایس

👑Mahsa👑

کنایه چیست؟
وقتی درباره ی مطلبی به طور غیر مستقیم صحبت می کنیم به آن کنایه می گوییم کنایه سخنی است که دو مفهوم دور و نزدیک دارد و مقصود گوینده،معنای دور آن است.😊😊

سینا

این مطلب رو بخون
https://m.wisgoon.com/pin/33997804

Billie

کنایه عبارتی که دو معنی دارد و مقصود گوینده معنای دور آن عبارت است

سینا

این متن رو ببین
https://m.wisgoon.com/pin/33997804

نیل رام

اسم برنامه

سحر

من هیچی را دوست نداشتم

nima

بد

Yalba

خیلی خیلی عالی بود واقعا ممنونم🙌🙌👌👌💜💜

اسما

ممنونم

حنانه

واقعا عالی بود ممنون من شبنه باید همه این هارو میدادم به معلم ولی بلد نبودم😁

ارکااا🙂

مچکرمممم عالی بود🤩🤞🌹

احمدرضا

خیلی خوب بود

51
0
دوست دارید عقاید خود را با دیگران به اشتراک بگذارید؟x
()
x