درس یازدهم فارسی خوانداری ششم ابتدایی | شهدا خورشیدند | توضیح درس و حل فعالیت ها و دانش ادبی | کلاس اینترنتی ما (مومکا)

کلاس اینترنتی ما ( مومکا )  – بررسی کامل درس یازدهم کتاب فارسی پایه ششم ابتدایی تحت عنوان شهدا خورشیدند که شامل پاسخ فعالیت ها، معنی واژه ها و شعر ها، توضیح قالب های شعری و همچُنین بررسی نکات مهم دستوری است تقدیم شما می‌شود. امید است که از آن بهره گرفته و استفاده لازم را ببرید.

درس یازدهم فارسی پایه ششم ابتدایی شهدا خورشیدند (توضیح درس)
درس یازدهم فارسی پایه ششم ابتدایی شهدا خورشیدند (تدریس و پاسخ فعالیت ها)

ساعت انشا بود/ و چُنین گفت معلم با ما: «بچه ها گوش کنید/ نظر من این است/ شهدا خورشیدند»

مرتضی گفت: «شهید/ چون شقایق سرخ است»

دانش آموزی گفت: «چون چراغی است که در خانه‌ی ما می‌سوزد»

شهید داستانی است پر از حادثه و زیبایی»

مصطفی گفت: «شهید  مثل یک نمره‌ی بیست  داخل دفتر قلب من و تو می‌ماند.»

درس یازدهم فارسی پایه ششم ابتدایی شهدا خورشیدند (پاسخ فعالیت ها و درک مطلب و دانش زبانی)

گام به گام فارسی ششم | درس یازدهم : شهدا خورشیدند


درک مطلب (صفحه‌ی 79 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


1- چرا شهید مانند چراغ خانه است ؟

چون شهید مانند چراغی که خانه را روشن می‌کند، در تاریکی های روزگار، راه درست را به ما نشان می‌دهد.

2- شما هم مانند شاعر، شهید را با یک جمله ی زیبا توصیف کنید.

شهید همچون گل لاله است؛ گر چه خود خونین‌رنگ و سرخ است اما انتهای گلبرگ‌های آن، سیاه و داغدیده است، گویی که داغی بر دل دارد.

در ادامه توصیف شهید در چند جمله ی دیگر (از سخنان استاد مطهری) تفدیمتان می‌شود که می‌توانید از این جملات نیز برای پاسخ به سوال دوم درک مطلب درس 11 فارسی ششم استفاده کنید. شهید مثل چیست:

مَثَل شهید، مَثَل شمع است که خدمتش از نوع سوخته‌شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند.

شهدا شمع محفل بشریتند، سوختند و محفل بشریت را روشن کردند.

هیچوقت خونِ شهید هدر نمی‌رود، خون شهید به زمین نمی‌ریزد، خون شهید هر قطره‌اش تبدیل به صدها قطره و هزارها قطره بلکه به دریائی از خون می‌گردد و در پیکر اجتماع وارد می‌شود.

3-  چه شباهتی بین شهدا و خورشید وجود دارد؟

شهدا نیز همچون نور خورشید گرمابخش و روشنایی‌بخش هستند و با فدا کردن جانشان، ما را از گمراهی‌ها نجات داده و به راست هدایت می‌کنند.


دانش ادبی (صفحه‌ی 79 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


– «شهید چون شقایق، سرخ است.»
– «شهید، داستانی است پر از حادثه و زیبایی»
شاعر در جمله ی نخستین، شهید را به گل شقایق و در جمل هی دوم به داستان زیبا و پرماجرا مانند کرده است.
مانند کردن کسی یا چیزی به کسی یا چیز دیگر را «تشبیه» می‌گویند.
تشبیه یکی از ابزارهایی است که نوشته را زیبا و گیرا و اثرگذارتر می‌کند و ذهن را به پویایی و آفرینش نزدیک می‌سازد.

دانش زبانی این درس به معرفی یکی از آرایه های ادبی می پردازد:

آرایه ی تشبیه

تشبیه آرایه ای است که چیزی یا کسی را از نظر داشتن صفت یا صفاتی به کسی یا چیزی دیگر که آن صفات را به طور کامل تری دارد،مانند کنند. به عبارت دیگر تشبیه ادعای همانندی میان دو کس یا دو چیز است.

مثال: علم مانند نور روشنی بخش است.

مثالی هم از شعر:
رود تیره، چو طوفان خروشید.

رود تیره = مشبه

چو = واژه ( ادات)تشبیه

طوفان =   مشبه به

خروشید =  وجه شبه

هر تشبیه چهار رکن داردکه عبارت اند از:
الف ) طرف اول تشبیه (مشبّه):چیزی یا کسی که به چیز یا کس دیگر مانند شده است.
ب ) طرف دوم تشبیه (مشبّهٌ به) :چیزی یا کسی که مشبه به، به آن مانند شده است.
پ ) وجه شَبهَ :ویژگی یا صفت مشترک بین دو چیز یا دو کس است.
ت ) واژۀ (ادات)تشبیه :کلمه ای است که رابطهٔ تشبیه را برقرار می کند.

به عبارت دیگر پل ارتباطی بین مشبه و مشبه به است

و از این قرارند: مانند، چون، چو، همچون و همچو (وقتی معنی مانند دهند)، مثل، به سان، به کردار و گویی.
باید بدانیم که از چهار رکن تشبیه دو رکن مشبه و مشبهٌ به ارکان اصلی هستند

و در تشبیه معمولاً ذکر می شوند ولی ادات تشبیه و وجه شَبهَ می توانند ذکر نشوند و خواننده با تلاش ذهنی خود آنها را می یابد.


بخوان و بیندیش بوعلی و بهمنیار (صفحه‌ی 80 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


بهمنیار از شاگردان نزدیک بوعلی سینا بود و به استادش بسیار احترام می‌گذاشت. استعداد خدادادی کم نظیر و فکر خلّق بوعلی، بهمنیار را دچار شگفتی کرده بود تا جایی که به خود جرأت داد به استادش پیشنهادی عجیب بدهد. روزی به بوعلی گفت: شما ای استاد ! سرآمد همه‌ی مردم هستید؛ چرا خود را پیغمبر فرستاده‌ی خدا، معرفی نمی‌کنید؟
بهمنیار، این حرف را بارها به بوعلی گفته بود امّا جوابی از او نمی‌شنید تا اینکه در یکی از شب های سرد زمستان، که همه جا پوشیده از برف و هوا یخ‌بندان بود، بوعلی در اتاقی گرم، زیر کرسی خوابیده بود، بهمنیار هم درطرف دیگر در خواب عمیقی بود. نزدیک سحر بود. بوعلی از خواب بیدار شد، احساس تشنگی کرد ولی آب در دسترس نبود. بوعلی با صدایی آمیخته به محبّت، گفت: بهمنیار ! بهمنیار !
بهمنیار، چشم گشود و سلامی کرد. بوعلی پس از جواب سلام، گفت: برخیز و ظرف آب را از بیرون بیاور که سخت، تشنه ام. بهمنیار با چشمان نیمه باز خود نگاهی کرد و برخاست، شدّت سرمای بیرون را به یاد آورد.کمی با خود فکرکرد، ایستاد و گفت: استاد ! هوای بیرون خیلی سرد است، آب هم حتماً یخ بسته است، سینه‌ی شما هم، اکنون گرم است، اگر آب سرد بنوشید برای شما خوب نیست.
بوعلی گفت: استادِ تو در طب، منم و من می‌گویم، آب بیاور.
بار دیگر، بهمنیار سخن خود را با کلمات دیگر تکرار کرد امّا دید استاد در آوردن آب اصرار می‌کند. بالاخره، طاقت نیاورد و گفت: در این هوای برفی و سرمای شدید، نمی‌توانم برای آوردن آب، بیرون بروم. شما چیز دیگری از من بخواهید.
در این گفت وگو بودند که ناگهان صدای دلنشینی از بیرون به گوش رسید. مسلمانی در این هوای سرد، مشغول راز و نیاز با خدای مهربان خود بود. پس از چند جمله مناجات، صدای اذان بلند شد: الله اکبر… فردای آن روز، بهمنیار آماده‌ی گرفتن درس از استاد شد، بوعلی رو به بهمنیار کرد و گفت:«بارها به من می‌گفتی که چرا خودم را پیامبر خدا معرّفی نم یکنم، حالا علتّ آن را فهمیدی؟»
بهمنیار گفت:«خیر استاد».
بوعلی گفت:«بهمنیار! با اینکه من استاد تو هستم و سال ها با تو بوده ام با این حال، حرف هایم در تو اثر نداشت و نتوانستم در این همه سال، محبّتی در دلت بیفکنم و کاری کنم که در سرمای شبِ گذشته با علاقه‌ی خودت برخیزی و ظرف آب را برای من بیاوری ولی در همان ساعت در آن هوای سرد و یخبندان، مرد مسلمانی تنها برای انجام دادن یک عمل غیرِ واجب، بدون هیچ گونه احساس ناراحتی، سرمای شدید را تحمّل می‌کند و می‌آید و اذان می‌گوید تا فرمان پیامبر (ص) را اجرا کند. از دوران زندگی آن حضرت تا زمان این مرد، نزدیک به چهار صد سال می‌گذرد امّا نفوذ گفتار آن پیامبر الهی در دل مؤمنانش، آن چنان شدید است که پیروانش این گونه در هر وضعیتی، در گرما و سرما، در سختی و آسایش، دستور او را از روی علاقه اجرا می‌کنند. آری، ای بهمنیار، اکنون دیگر، فکر می‌کنم که …».


درک و دریافت (صفحه‌ی 82 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


1- با توجّه به نمودار زیر درباره‌ی عناصر داستانی که خواندید، گفت وگو کنید.

نقشه ی عناصر داستان
شخصیت ها بهمن یار – بوعلی – مرد مسلمان
زمان حدودا 400 سال پس از دوران پیامبر – در یک شب سرد زمستانی
مکان منزل بوعلی
رویدادها یا حوادث اصرار بهمنیار به بوعلی برای ادعای پیامبری کردن – درخواست بوعلی از بهمن یار جهت آوردن آب در یک شب بسیار سرد زمستانی – اذان گفتن مرد مسلمان در بیرون از خانه ی بوعلی
پیام نفوذ کلام و آیین پیامبر در وجود و درون تمامی مسلمانان و پیروی از فرمان های ایشان حتی در سخت ترین شرایط

2- چرا بهمنیار به بوعلی آن پیشنهاد را کرده بود ؟
زیرا بهمنیار به خاطر استعداد خدادادی و فکر خلاق بو علی سینا دچار شگفتی شده بود و او را سرآمد همه‌ی مردم می‌دانست.

3- بوعلی چگونه بهمنیار را به اشتباهش آگاه کرد؟
در یکی از شب ‌های سرد زمستان از بهمنیار خواست تا برایش از بیرون آب بیاورد. اما بهمنیار که در جای گرم و راحت خوابیده بود هر بار بهانه می آورد و درخواست استادش را رد می‌کرد. بوعلی سینا با استفاده از این ماجرا به بهمنیار یادآور شد که سخنش حتی در شاگرد قدیمی‌اش نفوذ ندارد اما با آنکه از دوران زندگی پیامبر(ص) زمان بسیاری می‌گذرد، نفوذ گفتار ایشان در دل مؤمناش، آنچنان شدید است که پیروانش در هر شرایط، چه در گرما و سرما و چه در سختی و آسایش، دستور ایشان را از روی علاقه اجرا می‌کنند.


کارگاه درس پژوهی (صفحه‌ی 82 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


1-  درباره ی ویژگی های شخصیت های ماندگار گفت و گو کنید و نتیجه را به کلاس گزارش دهید.

شخصیت‌های ماندگار افرادی آگاه و باسواد، سخاوتمند، قابل اعتماد و راستگو هستند که همواره به دیگران احترام می‌گذارند و در دل‌های مردم جای دارند.

2-  درباره ی شیوه ی کار با لغتنامه در گروه گفت و گو کنید؛ سپس با استفاده از فرهنگ لغت، معنی چند واژه از این فصل را که به نظرتان مهم هستند، بیابید.

لغتنامه کتابی است که معانیِ واژه‌های یک زبان را همراه با توضیحاتِ مربوط به ریشه و تلفظ آنها ارائه می‌دهد. کلمات در لغت‌نامه براساس حروف الفبا مرتب شده‌اند و معمولاً در چند جلد تهیه شده‌اند که هر جلد، تعدادی از حروف الفبا را پوشش می‌دهد.

بنابراین برای کار با لغتنامه کافی است به حرف اولِ واژه‌ی مد نظرمان دقّت کنیم و آن جلد از لغتنامه را باز کنیم و به دنبال کلمه‌ی مد نظرمان بگردیم. پس از پیدا کردنِ آن کلمه در کتاب لغتنامه میتوانیم معنی آن را بخوانیم.

البته در توضیحات هر کلمه از برخی علائم اختصاری اسنفادهشده است که باید آنها را بدانیم. به عنوان مثال (اِخ) مخففِ (اسم خاص می‌باشد) و یا (مص) در واقع همان (مصدر) است و…

3- در مورد قالب شعری غزل تحقیق کنید و به کلاس گزارش دهید.

غزل در لغت به معنای عشق‌بازی و سخن گفتن با زنان است و در اصطلاح، غزل قالبی از شعر فارسی است. در غزل مصراع نخست با مصراع‌های زوج غزل هم قافیه است. شعر غزل معمولاً بین ۵ تا ۱۴ بیت دارد و ابیات غزل فارسی از لحاظ مضمون دارای استقلال اند. در آخرین بیت غزل شاعر نام شعری یا تخلص خود را می آورد.

غزل” در لغت به معنی “حدیث عاشقی” است. در قرن ششم که قصیده در حال زوال بود “غزل” پا گرفت و در قرن هفتم “غزل”رسما قصیده را عقب راند و به اوج رسید.

در قصیده موضوع اصلی آن است که در آخر شعر “مدح” کسی گفته شود و در واقع منظور اصلی “ممدوح” است اما در غزل “معشوق” مهم است و در آخر شعر غزل شاعر اسم خود را می آورد و با معشوق سخن می گوید و راز و نیاز می کند. این “معشوق” گاهی زمینی است اما پست و بازاری نیست و گاهی آسمانی است و عرفانی.

غزل شعر كوتاهي است بيش از چهار و كمتر از پانزده بيت كه در مصراع اول هم قافيه است و اين قافيه در مصراع چهارم و ششم و تا آخر غزل ادامه دارد و در پايان غزل معمولاً  شاعر نام خود را مي آورد كه تخلص غزل ناميده مي شود.

شعر غزل را می توان به شکل زیر تصویر کرد:

…………………. الف             …………………. الف

…………………. ب               …………………. الف

…………………. ج                …………………. الف

موضوعات اصلی غزل و مضمون شعر غزل معمولاً ( عشقی- تغزلی) است ولي مضامين ديگري از گونة شراب، بهار،‌سرنوشت و غيره نيز در غزل وارد مي شود. شكل شعر غزل بايد بسيار ممتاز باشد و به ويژه از نظر زبان نبايد كلمات خشن و ناخوش آهنگ در غزل به كار برده شود، غزل نوع شعري است كه مورد علاقه بسيار زبان هاي پارسي و هندو تركي است.

درس یازدهم فارسی پایه ششم ابتدایی شهدا خورشیدند (معنی شعر ها و کلمات)

معنی شعرها (ابیات) درس یازدهم فارسی ششم ابتدایی

معنی شعر شهدا خورشیدند (صفحه‌ی 78 کتاب درسی فارسی خوانداری ششم)


ساعت انشا بود/ و چُنین گفت معلم با ما: «بچه ها گوش کنید/ نظر من این است/ شهدا خورشیدند»
ساعت انشا بود و معلم با ما این چُنین گفت: «بچه ها گوش کنید، به نظر ما شهدا مانند خورشید هستند.»
 
مرتضی گفت: «شهید/ چون شقایق سرخ است»
مرتضی گفت:«شهید مثل گل شقایق، سرخ (قرمز) رنگ «کنایه از خون شهید» است»
 
دانش آموزی گفت:«چون چراغی است که در خانه‌ی ما می‌سوزد»
دانش آموز دیگری گفت: «شهید مانند چراغی است که در خانه‌ی ما می‌سوزد و فضای خانه را نورانی می کند.»
 
دیگری گفت: شهید داستانی است پر از حادثه و زیبایی»
و کسی دیگر گفت: «شهید مانند داستانی پر از حادثه های جالب و جذاب و زیبا است».
 
مصطفی گفت: «شهید  مثل یک نمره‌ی بیست  داخل دفتر قلب من و تو می‌ماند.»
مصطفی گفت:«شهید مانند یک نمره‌ی بیست است که در دفتر قلب من و تو تا ابد ثبت شده است.»

معنی کلمات ( واژه های ) درس یازدهم فارسی ششم ابتدایی : شهدا خورشیدند


  • استعداد: توانایی
  • کم‌نظیر: کم‌مانند
  • خلّاق : مبتکر، آفریننده
  • سرآمد: برتر
  • سخت تشنه‌ام : بسیار تشنه هستم.
  • کرسی‌: چهار پایه‌ای پهن، کوتاه و چهارگوش که در زمستان در زیر آن منقل می‌گذارند و بر رویش لحاف اندازند و در زیر آن خود را گرم کنند.
  • طب : پزشکی
  • دلنشین: دلچسب، خوشایند، موثر
  • مناجات: راز و نیاز کردن با خدا
  • نفوذ: فرو رفتن، اثر کردن
  • جاودان: مخفف جاویدان، همیشه، دایم.
  • غوطه‌ور: آنکه در آب فرورود، غواص.
  • اندک: کم، مقابل بسیار و مقابل بیش و گاهی مقابل فراوان نیز آمده اگر چه هرکدام مترادف هم است.
  • بحر: مقابل بر (خشکی)، دریا، دریای شور.
  • سحاب: ابر، ابری بارنده.
  • خلّاق: آفریننده، آفریدگار، نامی ازنام‌های خدای تعالی.
  • خدادادی: چیزی که خدا داده، منسوب به بخشش الهی
  • پیغمبر: پیام آور، رسول، فرستاده خدا
  • برخیز: بلند شو
  • اصرار: پافشاری کردن، پاپیچ شدن
  • بالاخره: سرانجام، عاقبت
  • طاقت: توانایی، قدرت
  • پیرو: طرفدار، دنباله رو، تابع

لینک صفحه های مهم و مرتبط و پیشنهادی سایت 

صفحه کلاس اینترنتی ما ( مومکا ) در آپارات – ورود به صفحه

کتاب فارسی نگارش ششم ابتدایی ( سال تحصیلی 1400-1399 ) – دانلود

کتاب فارسی خوانداری ششم ابتدایی ( سال تحصیلی 1400-1399 ) – دانلود

صفحه مربوط به مطالب فارسی خوانداری ششم ابتدایی – ورود به صفحه

صفحه مربوط به مطالب فارسی نگارش ششم ابتدایی – ورود به صفحه

ورود به کلاس اینترنتی ما (مومکا) – ورود به صفحه

ثبت نام در کلاس اینترنتی ما (مومکا) – ورود به صفحه

مقالات مرتبط

نمونه گزارش پیشرفت تحصیلی توصیف عملکرد سامانه های سناد و سیدا دانش آموزان پایه ششم | متن تمامی درس ها | کلاس اینترنتی ما ( مومکا )

کلاس اینترنتی ما ( مومکا ) – متن نمونه گزارش پیشرفت تحصیلی توصیف عملکرد دانش آموزان پایه ششم ابتدایی در تمامی درس های این پایه…

3.7 16 votes
ارزش و کیفیت مطلب
43 دیدگاه ها
Inline Feedbacks
مشاهده تمام نظرات

عالی بودااااااااااا

عالی۰⭐⭐⭐⭐😭

عالیه نیست

خودت عالی هستی 😒

عااااااااااااااالی بود

حرف ندارن👍

عالللللللللی 🌹⭐⭐⭐⭐⭐ ۲۰

عالیه همچی توش بود

من معنی شهر شهداخورشیدند

تاربازبازبلسععحیل

نزرمن چی شود

سلام. منکه خیلی راضی بودم دستتون در نکنه عالی بود⁦👌🏻⁩⁦👌🏻⁩ سپاسگزارم از همگی شما
کسانی که میگین من راضی نبودم شما اگه خودتون بلد بودین نمیومدین تو این سایت

هی ما خودمون بلد بودیم در ضمن شاگرد اولم ولی چون از باشگاه برگشتم و تا ساعت تحویل تکالیف چیزی نمونده اومدم این سایت😑😑😑

بچه ۱۲ ساله میره باشگاه؟؟؟؟🙄حداقل بگو کلاس ورزشی😤

😂😂😂😂

مرسی

خیلی خوب بود مر۳۰😊😊

تشبیه های درس رو ننوشته بود😐

اره این بده

عالی

خیلی خیلی‌ عالی بود متشکرم‌🙂🙏🏻🙏🏻🙏🏻

عالی

خوب بود ولی نمیشه گفت عالیه

خوبه بد نیست

ممنون از شما

بدرد نخور کی فیلم می خواد 😶😶😶

آرایه این درس چیست

عااااااااالی بود عااااااالی

خوب بود بد نمود 😏

گوووووووووو

خوب بود

عالی

عالیههههه

پیام درس نداری که😠😠

پیام درس شهدا خورشیدند چیه

سلام ووقت بخیر حضورتمامی عزیزان ومدرس محترم درتلفظ کلمه ی “چنین” باید حرف “چ”باضمه تلفظ شودو تلفظ آن با کسره اشتباه است. چون کلمه”چنین” ترکیبی است از کلمه ی “چون”و”این” وبه معنی “ماننداین وشبیه این” است. ودر صورت تلفظ باکسره میشود “چن این” که بیمعنی است.

خوب بود

اون چیزای که من میخواستم و نداشت😒

ببرببلر

چ ربطی دارع من ۱۳ سالم می رم باشگاه🖖🏻😂😐

اره منم وقت نداشتم بنویسم اومدم تو وب

ب این نیس ک هرکی میلد تو وب تنبله😐🖖🏻

خب بود مرسی ولی تشبیه نداش 🙏🏻🥀🙄

خلاصه ی درس یازدهم فارسیششم

43
0
دوست دارید عقاید خود را با دیگران به اشتراک بگذارید؟x
()
x